نشریه قرآنی سراج منیر

نشریه قرآنی سراج منیر گامی است ناچیز در مسیر نورانی و بی انتهای قرآن کریم و اهل بیت علیهم السلام

نشریه قرآنی سراج منیر

نشریه قرآنی سراج منیر گامی است ناچیز در مسیر نورانی و بی انتهای قرآن کریم و اهل بیت علیهم السلام

نشریه قرآنی سراج منیر

باسمه تعالی
سعی حقیر در این وبلاگ این است که در حد توان آشنایی بیشتری نسبت به ارزشمندترین یادگاران پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) یعنی قرآن کریم و اهل بیت (علیهم السلام) پیدا کنیم و در مسیر بندگی و تقرب به خدای متعال به دامان آن دو ثقل الاهی تمسک جوییم که راهیابی به حقیقت بندگی جز از طریق آن دو ، میسر نمی گردد.(واحد قرآن و عترت علیهم السلام مدرسه حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف)

طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۱۵ آبان ۰۱، ۱۵:۲۲ - شاگرد بنّا
    احسنت
نویسندگان

۶۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مقالات» ثبت شده است

۳۰
مهر

آیات قرآن در زیارت غدیر

یک زیارتی برای امیر المۆمنین در روز غدیر است از امام نقل شده که این زیارت را می‌شود هرروز خواند. در هر زمانی هم می‌شود خواند. لازم نیست در مقابل قبر باشیم. در هر زمان، در هر مکان، این زیارت قابل خواندن است.
 
آیات قرآن در زیارت روز غدیر
 
نکته بسیار جالب در زیارت روز غدیر این است که در این زیارت تقریباً 23 آیه قرآن بیان شده است. این خودش یک پیامی دیگر برای ما دارد. که حرف‌هایتان قرآنی باشد.
زینب کبری علیهاالسلام در شام سخنرانی کرد، سخنرانی‌اش از قرآن موج می‌زند. فاطمه زهرا(سلام الله علیها) وقتی دید حق شوهرش را ندادند یک سخنرانی کرد، سخنرانی‌اش از قرآن موج می‌زند.
اگر قرار است در جایی سخنرانی داشته باشیم ، روی منبر صحبت کنیم، بیشتر حرف هایمان باید از قرآن باشد. آیه‌اش این است. «لِتُبَیِّنَ لِلنَّاس‏» (نحل/44) «لِتُبَیِّنَ لِلنَّاس‏» یعنی برای مردم بیان کن. چه چیزی را؟ «ما نُزِّل‏» آنچه را که نازل شده برای مردم بگو.
این خیلی جالب است که در این زیارتنامه بیست و چند تا آیه‌ی قرآن است. حالا زیارتنامه را با هم بخوانیم.

  • ابراهیم سامانی
۳۰
مهر

موضوع: غدیر در قرآن

تاریخ پخش: 11/08/91

 بسم الله الرحمن الرحیم

«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»

بحث را عزیزان در آستانه‌ی غدیر خم می‌شنوند. راجع به غدیر خم خیلی حرف داریم. یک حرفی که سال‌های قبل گفتم و یک حرفی که سالهای قبل نگفتم. منتهی چون در این سی و چند سال مخاطبین کوچک، بزرگ می‌شوند، تغییر پیدا می‌کنند، بعضی‌ها پای تلویزیون هستند و بعضی‌ها نیستند، من از این نیم ساعت، هشت دقیقه‌اش را یک بحث تکراری می‌کنم اگر سالهای قبل شنیده‌اید. اگر نه برایتان نو است. بیست دقیقه هم حرف‌های جدیدی که دیشب یادداشت کردم برای شما می‌گویم.

 عزیزانی که پای تلویزیون هستند، به خصوص اساتید دانشگاه، طلبه‌ها، معلمین، طوری گوش بدهند که خودشان هم بتوانند نقل کنند. مثل من نباشید. که چند هزار ساعت در ماشین نشستم. چون دل ندادم، هنوز رانندگی بلد نیستم. اگر سی ساعت دل می‌دادم راننده شده بودم. شما این نیم ساعت را به خاطر امیرالمؤمنین دل بدهید. سنی و شیعه هم ندارد.

  • ابراهیم سامانی
۳۰
مهر

بررسی رابطه غدیر و قرآن
 
غدیر واقعه ای است لایق لقب قرآنی! نقطه آغاز آن با قرآن، همه مراحل آن با نزول پی در پی قرآن، تار و پود خطابه اش آمیخته با آیات قران، و خاتمه آن با حضور قرآن، که این همه واقعه ای در سایه سار قرآن را برای ما ترسیم می کند.
کجای تاریخ اسلام را سراغ دارید که در یک ماه بیش از دویست آیه قرآن در فراز و نشیب یک ماجرا نازل شده باشد یا مورد استناد قرار گرفته باشد؛ و یا کدام خطابه را سراغ دارید که بیش از صد آیه قرآن در آن شاهد آورده شده باشد.
کدام برنامه اسلام را می شناسید که دو آیه بسیار مهم قرآن مستقیما و صریحا معرف آن باشد: یک دستور به ابلاغ آن با: یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاس که با ضمانت الهی به استقبال مبلغ اعظم غدیر می آید؛ و دیگر نتیجه ابلاغ آن با الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی‏ وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دینا که امضای خالق جهان را براین ابلاغ عظیم اعلام می نماید.
اکنون ماجرای سفر یک ماهه ای پیش روی شماست که در مرحله به مرحله آن آیات قرآن نازل شده یا مورد استناد واقع شده است. آیاتی برای آماده سازی فکری مردم در راستای پذیرش و درک مسئله ولایت، آیاتی به عنوان اوامر مستقیم اعلام ولایت در غدیر، آیه هایی از قزآن خبر از توطئه های پشت پرده منافقین و شیاطین و یا به عنوان مقابله در برابر فتنه انگیزی های علنی آنان، و آیاتی به عنوان پاسخ به سوالات مردم درباره غدیر است.
سراسر خطبه یک ساعته پیامبر صلی الله علیه و آله در غدیر آمیخته با آیات قرآن است. چند سوره به طور کامل در متن قرآن قرائت شده و مورد استناد و تفسیر قرار گرفته است. آیاتی نیز به صراحت یا به صورت ضمنی در خطابه غدیر آمده که اشاره آن به آیات قرآن واضح است.
در کنار این حضور قرآن در غدیر، بیا نات مفصلی در باره عظمت قرآن و تفسیر آن و صاحبان چنین مقامی در خطبه غدیر به چشم می خورد.

ارتباط عمیق این آیات با اصل واقعه غدیر قابل قابل توجه است.در حالی که محور سخن در غدیر ولایت اهل بیت علیهم السلام است، اوامر خاص مربوط به آن، معرفی دوستان و دشمنان ولایت، نشان دادن مرزهای ولایت و برائت، شناخت مقام والای عصمت، همه در سایه قرآن بیان شده، و به گونه ای منسجم غدیر را از متن قرآن استخراج کرده و قرآن را در متن غدیر جای داده است.
در این نوشتار با انگیزه نشان دادن قرآنی بودن غدیر در پی اثبات این ادعا هستیم که غدیر یک ماجرای آمیخته با قرآن است و این قابل اثبات در همه فراز نشیب های ماجراست.

در بخش های مختلف این نوشتار، که از مدینه آغاز می شود و تا مکه می رود و از آن جا با مراسم حج همراه می شود. با پایان حج حرکت به سوی غدیر آغاز می شود و با رسیدن به سرزمین خم پیامبر سخنرانی مفصل خود را برگزار می کنند و سپس مراسم سه روزه غدیر آغاز می شود. وقایع متعددی در ارتباط با غدیر در این ایام رخ می دهد تا هنگام خروج از غدیر فرا می رسد. از غدیر تا مدینه وقایعی اتفاق می افتد و با وصول به مدینه هنوز ماجرا پایان نمی یابد، بلکه تا روز رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله هنوز غدیر در جریان است و آیات قرآن را پشتیبانی می کند.

اگر نتیجه این نوشتار این باشد که غدیر و قرآن با هم و در کنار یکدیگر مطرح شده اند. و باید هر یک را پشتیبان و مفسر یکدیگر بدانیم، تا ابد افتخار خواهیم کرد که قرآنِ عزیز در آغوش غدیریان است و غدیرِ عزیز با اهل قرآن است. اکنون هنگام آن است که از تفسیر قرآن به حقایق غدیر نهراسیم و در برابر حقیقتی که در این باره در متن تاریخ دیده می شود سر تسلیم فرود آوریم و تا ابد افتخار کنیم که قرآنِ ما با غدیر و غدیرِ ما با قرآن است.

منبع : http://khetabeghadir.com

  • ابراهیم سامانی
۲۷
مهر

عظمت قرآن در  قرآن :

« لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلی جَبَلٍ لَرَأَیْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ» ؛ اگر این قرآن را بر کوهی نازل می‌کردیم، آن را می‌دیدی که از ترس خدا فرو افتاده خورده است. (1)

« إِنَّهُ لَکِتابٌ عَزِیزٌ * لا یَأْتِیهِ الْباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِیلٌ مِنْ حَکِیمٍ حَمِیدٍ»؛ این کتاب به حقیقت غیر‌قابل شکست است * و هرگز حوادث گذشته و امروز و آیندة عالم نمی‌تواند راه ورودِ باطل را در آن باز کند، زیرا از جانب خدای حکیم و ستودة صفات نازل شده است. (2)

«یا أَهْلَ الْکِتابِ قَدْ جاءَکُمْ رَسُولُنا یُبَیِّنُ لَکُمْ کَثِیراً مِمَّا کُنْتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْکِتابِ وَ یَعْفُوا عَنْ کَثِیرٍ قَدْ جاءَکُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ کِتابٌ مُبِینٌ * یَهْدِی بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ وَ یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ بِإِذْنِهِ وَ یَهْدِیهِمْ إِلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ». (3)

ای اهل کتاب! پیامبر ما، که بسیاری از حقایق کتاب آسمانی را که شما کتمان می‌کردید روشن می‌سازد، به سوی شما آمد؛ و از بسیاری از آن، (که فعلاً افشای آن مصلحت نیست) صرف‌نظر می‌نماید. (آری)، از طرف خدا، نور و کتاب آشکاری به سوی شما آمد * خداوند به برکت آن، کسانی را که از خشنودی او پیروی کنند، به راههای سلامت، هدایت می‌کند، و به فرمان خود، از تاریکیها به سوی روشنایی می‌برد؛ و آنها را به سوی راه راست، رهبری می‌نماید.

«قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلی أَنْ یَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ کانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِیراً»؛ بگو اگر انس و جن گرد آیند برای این که مثل قرآن را بیاورند؛ نمی‌آورند اگر چه برخی پشتیبان بعضی دیگر باشند. (4)

«وَ لَوْ أَنَّ قُرْآناً سُیِّرَتْ بِهِ الْجِبالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ أَوْ کُلِّمَ بِهِ الْمَوْتی بَلْ لِلَّهِ الْأَمْرُ جَمِیعاً»؛ اگر بوسیلة قرآن کوهها به حرکت در‌آیند یا زمینها قطعه قطعه شوند یا بوسیلة آن با مردگان سخن گفته شود (باز هم ایمان نخواهند آورد) ولی همه کارها در اختیار خدا است.(5)

«أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ کانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلافاً کَثِیراً»؛ آیا پس تدبّرنمی‌کنند در قرآن و اگر از جانب غیر خداوند بود هر آینه درآن اختلاف فراوانی می‌یافتند.(6)

پی نوشت ها:

1. حشر، 21

 2. فصّلت، 41 و 42 

 3. مائده، 15و16 

 4. اسری، 88 

 5. رعد،31 

 6. نساء، 82

  • ابراهیم سامانی
۲۷
مهر

عظمت قرآن در احادیث :

پیامبر اکرم (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) می‌فرماید: «أنا أوّلُ وافدٍ علی العزیز الجبّار یوم القیامة و کتابُه و أهلُ بیتی ثُمّ اُمَّتی، ثُمّ أسألُهُم: ما فَعَلتُم بکِتابِ اللَّهِ وبأهلِ بَیتی؟»؛ من و کتاب خدا و اهل بیت من، نخستین گروهى هستیم که در روز قیامت بر خداى عزیز جبار وارد مى‏شویم و سپس امت من. آنگاه من از آنها مى‏پرسم که با کتاب خدا و اهل بیتم چه کردید؟(1)

همچنین آن حضرت می‌فرماید: «القرآن أفضل کل شیء دون الله فمن وَقَّر القرآن فقد وَقَّرَ اللهُ و مَن لم یُوَقِّرِ القرآن فقد استخفّ بحرمة الله»؛ قرآن کریم پس از خدای سبحان از هر چیزی برتر است. پس هر کس قرآن را بزرگ شمارد خدا را بزرگ شمرده و هر کس آن را بزرگ نشمارد، حریم خدای سبحان را سبک شمرده است.(2)

پیامبر اکرم (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) می‌فرماید: «یقول الله عزّ و جلّ: یا حملة‌ القرآن تحبّبوا إلی الله تعالی بتوقیر کتابه یَزدکم حباً و یُحببکم إلی خلقه»؛ خدا می‌فرماید ای حاملان قرآن به واسطه‌ی بزرگ شمردن کتاب خدا محبوب خدا شوید تا دوستی شما را زیاد کند و شما را محبوب خلق خود نماید.(3)

معاد بن جبل می‌گوید: کنّا مع رسول الله (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) فی سفر فقلت یا رسول الله: حدّثنا بما لنا فیه نفع. فقال: «إن أردتم عیشَ السّعداء و موتَ الشهداء‌و النّجاةُ یومَ الحشر و الظّلَ یومُ الحرور و الهُدی یوم الضلالة فادرسوا القرآن فإنّه کلامُ الرّحمن و حرزٌ من الشیطان و رجحانٌ فی المیزان ؛ در سفری همراه پیامبر (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) بودیم. به آن حضرت عرض کردم برای ما سخن سودمندی بگویید. آن حضرت فرمودند: اگر زندگی سعادتمندانه، مرگ شهیدانه، نجات روز حشر، سایة روز سوزندگی (قیامت) و هدایت روز گمراهی می‌طلبید، به درس قرآن بپردازید که آن، سخن خدای رحمان و سپری در برابر شیطان و مایة سنگینی کفّة عمل در میزان عدل است.(4)

حضرت امیر المؤمنین (علیه السّلام) نیز دربارة ‌قرآن می‌فرماید: هر کس قرآن را در پیش روی خود قرار داد، «جلودار» او به سوی بهشت خواهد بود و هر کس آن را به پشت سر افکند، «کشاننده‌ی» او به سوی دوزخ خواهد بود: «من جعله أمامه، قاده إلی الجنّة و من جعله خلفه، ساقه إلی النار»(5) ؛ ابوذر (رضوان الله تعالی علیه) از رسول اکرم (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) درخواست نصیحت کرد. آن حضرت فرمودند: تو را به تقوای الهی که سرآمد همه امور است سفارش می‌کنم. ابوذر گفت: بیش از این مرا نصیحت کنید. آن حضرت فرمودند: بر تو باد به تلاوت قرآن و کثرت یاد خدا؛ زیرا تلاوت قرآن، عامل یاد تو در ملکوت و مایة نورانی شدن تو در زمین است: «أوصیک بتقوی الله فإنّه رأس الأمر کلّه». قلت: زدنی. قال: «علیک بتلاوة القرآن و ذکر الله کثیراً فإنّه ذکر لک فی السماء و نور لک فی الأرض» (6)

قرآن که خود ذکر خداست و یکی از لقب‌های آن نیز «ذکر» است پیروان خود را در ملکوت بلند آوازه و در زمین نورانی می‌کند.

پیامبر اکرم (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) می‌فرماید: «القرآن غنی لا غنی دونه و لا فقر بعده»؛ قرآن مایة توانگری است که جز در آن توانگری یافت نشود و هیچ فقری نیز پس از آن نیست.(7)

همچنین آن حضرت می‌فرماید: «من قرأ القرآن فرأی أنّ أحداً أعطی أفضل مما أعطی فقد حقّر ما عظّمه الله و عظّم ما حقّره الله»؛ کسی که قرآن تلاوت کند و آنگاه بپندارد بهرة دیگران از او بیشتر است، او آنچه را خدا بزرگ شمرده (قرآن) حقیر پنداشته و آنچه را خدا حقیر دانسته (دنیا) او بزرگ پنداشته است.(8)

نیز می‌فرماید: «لا ینبغی لحامل القرآن أن یظن أحداً أعطی أفضل مما أعطی لانه لو ملک الدنیا بأسرها لکان القرآن أفضل مما ملکه»؛ برای حاملان قرآن سزاوار نیست که بهرة دیگران را برتر از بهرة قرآنی بدانند؛ زیرا اگر آدمی مالک سراسر گیتی نیز باشد، قرآن بر هر چه دارد برتر است.(9)

قال امام زین العابدین علی بن الحسین (علیه السلام):« لَو مات مَنْ بَینَ المَشرِقِ وَالمَغْربِ لمَا استَوحَشتُ ، بَعْدَ أَن یَکونَ الْقُرآنَ مَعی»؛ اگر هرآن کس که بین مشرق و مغرب زمین است بمیرد هرگزنمی ترسم مادام که قرآن بامن است.(10)

قال رسول الله(صلّی الله علیه و آله و سلّم): خَیْرُکُم مَن تَعَلَّمَ الْقُرآنَ وَعَلَّمَهُ ؛ بهترین شما کسى است  که قرآن را آموخته و به دیگران تعلیم دهد. (11)                                                                                                                                                                   

قال الامام الکاظم (علیه السّلام):« من استکفی بآیة من القرآن من الشرق الی الغرب کفی اذا کان بیقینٍ» ؛ هر که به یک آیه قرآن اکتفا کند از شرق تا غرب عالم این آیه کفایت می کند او را اگر همراه با یقین باشد.(12)

قال علی بن ابیطالب (علیه السلام) :« فَتَجَلّی لَهُم سُبْحانَهُ فی کِتابِهِ مِنْ غَیْرِ اِنْ یَکُونُوا رَأوْهُ بِما أراهُم مِنْ قُدْرَتِهِ» ؛ خداوند پاک و منزه خود را در کتاب خویش- بدون اینکه وی را ببینند به وسیله آیاتی از قدرتش - ارائه داده .(13)

پی نوشت ها:

1. حکمت نامه پیامبر اعظم (صلّی الله علیه و آله و سلّم): ج 5، ص 182، ح 3297

2و3. جامع احادیث الشیعه، ج 15، ص 7

 4. همان ص 9 ؛ 5. بحار، ج 89، ص 17

 6. جامع أحادیث الشیعه، ج 15، 19

 7. همان، ص 7

 8. همان، ص 16

 9. مستدرک الوسایل، ج 4، ص 237

10.  اصول کافی : ج2 ، ص440

 11. بحارالانوار ج 92،ص 18

 12. الکافی، ج 2، ص 623

 13. نهج البلاغه، خ 147

  • ابراهیم سامانی
۲۲
مرداد

قرآن و اقتصاد زندگی

 منبع : حوزه نت

 پدید آورنده : حمید عابدی

 هر کدام از ما تا به حال، بارها و بارها این جمله را شنیده ایم که قرآن، آخرین و کامل ترین برنامه زندگی، از سوی خدا برای ما انسان هاست که به تمام مسائل زندگی ما توجّه داشته و حتّی از جزئی ترین آنها هم غافل نبوده است؛ امّا واقعاً تا به حال، چه قدر به این گفته ایمان داشته ایم و چه قدر سعی کرده ایم که مسائل زندگی خودمان را با استفاده از ایات و راهنمایی های قرآن به سرانجام برسانیم؟

اصول حاکم بر اقتصاد جامعه و بررسی روابط اقتصادی شهروندان در عرصه کار و تلاش روزانه، از جمله مسائلی است که می توان آنها را در لا به لای ایات قرآن پی گیری نمود و با استفاده از راهنمایی ها و رهنمودهای قرآنی، به یک الگو یا دستور العمل ثابت، واقع گرا و بدون نقص در این زمینه دست یافت که بتواند راهگشای مشکلات فراوانی که در عصر حاضر، گریبانگیر بشر شده است، باشد و ما را به سوی جامعه آرمانی مورد نظر اسلام راهنمایی کند.

 مالکیت در جهان امروز

 مالکیت در جوامع مختلف، با توجّه به نوع نگرش و جهان بینی ای که در آنها حاکم است، اَشکال مختلفی به خود می گیرد. برای مثال، بسیاری از جوامع و دولت ها، مالکیت فردی را محترم می شمارند و اشخاص می توانند با توجّه به میزان دارایی و درآمد خود، به نسبت هزینه ای که می کنند، مالکیت های گوناگونی چون: مالکیت بر مؤسسه، شرکت، خانه، ماشین، زمین، اشیا و لوازم گران قیمت و زینتی و یا آثار ادبی و هنری را در انحصار خود درآورند. در بعضی دیگر از جوامع (مانند جوامع کمونیستی: چین، کره شمالی، کوبا، شوروی سابق)، ممکن است مالکیت فردی به کلّی مردود اعلام شود و مالکیت دولتی و همگانی، به رسمیت شناخته شود. در این حالت، هیچ کس، مالک هیچ چیز نخواهد بود و همه چیز عمومی است و به انحصار و مالکیت کسی در نخواهد آمد.

شکل دیگری از مالکیت نیز وجود دارد که عبارت است از: مالکیت معنوی، یعنی مالکیت بر پدیده های غیر مادّی، مانند: مالکیت انحصاری بر یک نام، یا یک نشانه مخصوص و یا حتّی مالکیت اختصاصی بر یک نوع شیوه تولید. این نوع مالکیت می تواند در قالب مالکیت خصوصی یا دولتی قرار گیرد.

 حال ببینیم که نوع مالکیتی را که اسلام برای جامعه اسلامی (دولت اسلامی و شهروندان)، تعیین نموده است، چیست؟

 مالکیت در اسلام

 مالکیت در اسلام، شکل ویژه ای دارد که نمونه آن را به ندرت می توان در مکاتب و جهان بینی های دیگر یافت. بر اساس آنچه در قرآن آمده، مالکیت در اسلام، دارای سلسله مراتبی به شرح زیر است:

 1 . مالکیت الهی: قرآن، مالکیت حقیقی در جهان را از آنِ خدا می داند و تأکید می کند که آنچه در اختیار انسان قرار دارد، از سوی خداوند به او بخشیده شده است و با اراده اوست که این مالکیت، ادامه پیدا می کند و یا از انسان گرفته می شود: «حاکمیت آسمان ها و زمین و آنچه در آنهاست، از آنِ خداست و او بر همه چیز تواناست».1

 2 . مالکیت اولیای الهی: خداوند، پس از این که خود را مالک همه چیز و همه کس معرّفی می کند، در درجه دوم، مالکیت را از آنِ فرستادگان ویژه و اولیای الهی ای که از سوی خود او برگزیده شده باشند، می داند و می فرماید: «پیامبر به مؤمنان، از خودشان، سزاوارتر است...».2

3 . مالکیت فردی: هر چند اسلام، مالکیت را در درجه اوّل و دوم در اختیار خدا و اولیای خدا می داند، امّا در نهایت، در جامعه اسلامی، مالکیت فردی را به رسمیت می شناسد و حتّی با وضع قوانین و مقرّرات بسیار دقیق و سختگیرانه، از حقوق مردم در برابر متجاوزان دفاع می کند: «ای کسانی که ایمان آورده اید! اموال یکدیگر را به ناحق مخورید، مگر آن که تجارتی از روی رضایت، میان شما انجام گیرد...».3 امّا مالکیتی را که خداوند به رسمیت می شناسد، مانند مالکیت خصوصی بی حدّ و مرز در نظام سرمایه داری امروز نیست که از یک سو، سبب شود گروهی با انباشت ثروت، روز به روز، بر اموال خود بیفزایند و از سوی دیگر، گروهی در فقر و فلاکت، دست و پا بزنند و برای تهیه ساده ترین نیازهای زندگی خود، دچار مشکل شوند. برای این منظور، خداوند، علاوه بر وضع قوانینی چون پرداخت خمس4، زکات5، صدقه6 و قرض الحسنه،7 به توزیع عادلانه ثروت و مبارزه با احتکار و مال اندوزی، توجّه بسیار نموده است: «... و همه کسانی را که طلا و نقره می اندوزند و در راه خدا هزینه نمی کنند، به عذابی دردناک بشارت ده».8

بر این اساس، صاحبان ثروت، حق ندارند در زمانی که جامعه، گرفتار فقر و محرومیت است و بازار مسلمانان، به گردش ثروت آنها نیاز دارد، ثروت و دارایی خود را که محصول تلاش افراد جامعه بوده است، از جریان اقتصاد، خارج کنند، حتّی اگر حقوق واجب آنها (خمس و زکات و...) را هم پرداخت کرده باشند.

 ثروت و دارایی از نظر قرآن

 ثروتمندان، هیچ گاه در قرآن، به واسطه میزان اموال و یا املاکشان مورد تشویق و یا نکوهش قرار نگرفته اند. در واقع، از نظر قرآن، میزان دارایی افراد، اصلاً مورد بحث نیست؛ بلکه این که چگونه از این دارایی که خدا نصیبشان کرده، استفاده می کنند، مورد توجّه است و توصیه های فراوانی در این زمینه نیز آمده است: «و در آنچه خداوند به تو ارزانی داشته، سرای آخرت را بجوی و سهم خود را از دنیا فراموش مکن و نیکی کن، همان گونه که خدا به تو نیکی کرده است ...».9

در حقیقت، آنچه برنامه های اقتصادی اسلام را از برنامه های مکاتب بشری شرق و غرب جدا می کند، این است که اسلام در نظر دارد فرصت های مادّی و بهره ها و مالکیت های انسانی را در خدمت اهداف عالی تر و ماندگاری چون: کرامت بخشیدن به انسان، رواج ارزش های اخلاقی در جامعه و... قرار دهد. از این رو، تمام امکانات مادّی و نعمت های الهی را که در خدمت انسان قرار گرفته اند، نه فقط وسیله ای برای رفاه و آسایش انسان، که وسیله ای برای امتحان او معرّفی می کند و می فرماید: «و بدانید که اموال و فرزندانتان، وسیله آزمایش اند، و پاداش بزرگ، در نزد خداست».10

با این حساب، خداوند، به طور واضح بیان می کند که دارایی و ثروت حقیقی، ایمان و عمل صالح است و می فرماید: «اموال و فرزندانتان چیزی نیست که شما را در نزد ما مقرّب گرداند، لکن کسانی که ایمان بیاورند و عملی شایسته انجام دهند، در برابر آنچه انجام داده اند، پاداششان دو برابر است و آنان در غرفه های بهشت، آسوده خاطرند».11

بهترین راه کسب روزی

 هر چند از دیدگاه قرآن، روزی همه موجودات از جانب خداوند، تضمین شده است: «هیچ جنبنده ای در روی زمین نیست، مگر آن که روزی او بر عهده خداست و [خداست که] جای و مکانش را می داند؛ زیرا همه، در کتاب مبین آمده است»12 و «بندگان خدا، روزی شان را فقط باید از خدا بخواهند»13، امّا در عین حال، تأکید می کند که خداوند، روز را برای کسب روزی قرار داده14 و بهترین راه کسب روزی را بر اساس کار و تلاش شخصی افراد می داند: «و این که برای انسان، جز آنچه تلاش کرده، چیزی نیست...»15 و از رشوه گیری16 و رباخواری و کسب درآمد از راه استثمار دیگران، به شدّت نهی می کند و می فرماید: «...خداوند، داد و ستد را حلال و ربا را حرام کرده است...».17

خداوند، گشایش مالی در زندگی انسان ها را در گرو تقوا می داند و می فرماید: «... و هر که از خدا پروا کند، خدا برای او در کارهایش راه نجاتی فراهم می کند و او را از راهی که گمان نمی برد، روزی می دهد»18 و در مقابل، بی ایمانی و رواج فساد و گناه در جامعه را سبب قطع برکات از جانب خداوند و نازل شدن بلاها بر آن جامعه می داند.19

 امام صادق (ع) می فرمایند: «خداوند، نان (روزی) را چنان قرار داد که جز با نیروی کار و مهارت و تلاش، به دست نیاید تا انسان، به کاری مشغول گردد و از پیامدهای بیکاری و گستاخی رفاه زدگی و بیهودگی بازماند».20 ایشان، همچنین فرموده است: «اگر هر چه مردم بدان نیاز داشتند، در اختیارشان قرار می گرفت، نه زندگی در کامشان گوارا بود و نه لذّتی از آن می بردند...».21

 دستور العمل های قرآنی برای داد و ستد

 قرآن برای تنظیم روابط اقتصادی در جامعه و برای این که کسب و کار و درآمد مسلمانان رونق گیرد، پیشنهادهایی را، هم برای فروشندگان و هم برای خریداران، ارائه می دهد. مثلاً به فروشندگان توصیه می کند که در هنگام معامله: «با ترازوی درست، وزن کنید»؛22 «پیمانه را تمام بپردازید و کم فروشی نکنید»؛ در معامله، امانتدار باشید و «امانت ها را به صاحبانش برگردانید»؛23 در داد و ستدها و برنامه های اقتصادی، اسناد معتبر و محکم تنظیم کنید؛24 اموالتان را به افراد نادان و غیر قابل اعتماد نسپارید25 و در هنگام معامله، قسم نخورید26 و به خریداران نیز سفارش می کند که: «کالاهای مردم را بی ارزش نکنید...»27 و... .

 حفظ اعتدال در زندگی

 یکی از تدابیر مهمّ اسلام برای تأمین زندگی شهروندان جامعه اسلامی و جلوگیری از فقر، ارائه الگوی مصرف صحیح به مسلمانان است: «و [بندگان راستین خدا] آنان اند که چون هزینه می کنند، اسراف نمی کنند و بُخل نمی ورزند؛ بلکه در میان این دو، راه اعتدال را پیش می گیرند».28

رعایت اعتدال در هزینه های زندگی، به قدری مهم است که رسول خدا(ص) می فرماید: «هیچ خرج کردنی در نزد خدا، محبوب تر از آن نیست که با میانه روی همراه باشد».29 قرآن نیز در این مورد می فرماید: «نه دست خویش را از روی بُخل به گردن ببند و نه به سخاوت، یکباره بگشای، که در هر دو حال، ملامت زده و حسرت خورده خواهی نشست».30

 بنا بر این، اگر مسلمانان به چنین برنامه کاملی که قرآن برای آنها در نظر گرفته است، به خوبی عمل کنند، نه تنها فقر از جامعه آنها رخت بر می بندد، بلکه در تمام زوایای زندگی خود (چه روحی و چه جسمی) به اعتدال می رسند: «آری، چنین است که شما را امّت میانه قرار دادیم تا بر مردمان، گواه باشید و پیامبر بر شما گواه باشد...».31

 

پی نوشت ها:

 1 . سوره مائده، ایه120.

 2 . سوره احزاب، ایه6.

 3 . سوره نساء، ایه 29.

 4 . ر.ک: سوره انفال، ایه 41.

 5 . ر.ک: سوره بقره، ایه110.

 6 . ر.ک: سوره طلاق، ایه7.

 7 . سوره بقره، ایه245.

 8 . سوره توبه، ایه34.

 9. سوره قصص، ایه 77.

 10 . سوره انفال، ایه 28.

 11 . سوره سبأ، ایه 37.

 12 . سوره هود، ایه6.

 13 . سوره عنکبوت، ایه17.

 14 . ر.ک: سوره نبأ، ایه11.

 15 . سوره نجم، ایه39.

 16 . ر.ک: سوره بقره، ایه188.

 17 . سوره بقره، ایه275.

18 . سوره طلاق، ایه2ـ3.

 19 . ر.ک: سوره روم، ایه41.

 20 . بحار الأنوار، ج3، ص87؛ الحیاة، ج3، ص249.

 21 . الحیاة ج5، ص292ـ293.

 22 . سوره شعراء، ایه182.

 23 . سوره نساء، ایه 58.

 24 . سوره بقره، ایه282.

 25 . سوره نساء، ایه5.

 26 . سوره قلم، ایه10.

 27 . سوره شعراء، ایه183.

 28 . سوره فرقان، ایه67.

 29 . میزان الحکمة، ج 10، ص4890.

 30 . سوره اسراء، ایه29.

 31 . سوره بقره، ایه 143.

 

 منابع:

 

 1. ایه های زندگی، حسین اسکندری، تهران: سروش، 1381.

 2. توسعه اقتصادی بر پایه قرآن و حدیث، محمّد محمّدی ری شهری، قم: دار الحدیث.

 

 منابع مفید دیگر:

 

 1 . از فقیرآباد تا خیال آباد، اصغر هادوی کاشانی، قم: دار الحدیث، 1384.

 2. اسلام و مبارزه با فقر و گرسنگی، [امام] سید موسی صدر،؟؟

 3. اقتصاد در اسلام، مرتضی مطهری، تهران: صدرا؟؟؟

 4. اقتصاد ما، محمّدباقر صدر.

 

  • ابراهیم سامانی
۲۸
خرداد

عظمت و فضیلت قرآن مجید از دیدگاه پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

 پدید آورنده : مرتضی ترابی

 

درک عظمت قرآن کریم، منوط به معرفت قرآن در تمامی ابعاد است. یعنی شناخت حقایق و معارف غیبی، اسرار و حکم، شرایع و احکام، قصص و امثال، محکم و متشابه، تأویل و تنزیل و ظاهر و باطن آن، که هر کدام بُعدی از ابعاد و جلوه ای از جلوه های قرآن کریم است .

قرآن کریم در برگیرنده عالی ترین معارف الهی در زمینه شناخت خداوند متعال، اسما و صفات الهی، اسرار توحید، ویژگیهای سفیران و پیامبران الهی، اسرار جهان غیب، سنتهای حاکم بر جامعه های بشری، شناخت انسان و فرجام کار او، اخبار غیبی مربوط به گذشتگان و آیندگان است و همچنین حاوی نظام های اجتماعی، حقوقی، اقتصادی و سیاسی است که بشر برای سعادت و خوشبختی جاودانه خود به آن نیاز دارد.

قرآن کریم نشانگر راهی است که پیمودن آن انسان را از یوغ بردگی ستمگران نجات می دهد و از اسارت در زنجیر جهل، خرافه و هواهای شیطانی می رهاند و او را در مسیر سلامت قلب، پاکی ظاهر و باطن و پیشرفت مطلوب انسانی و معنوی قرار می دهد. قرآن حاوی معیارهای جاودانه برای شناخت حق از باطل و سره از ناسره است. با شناخت این ویژگیها و خصوصیات است که درک عظمت و رفعت ذاتی قرآن کریم و برتری آن بر دیگر انوار الهی روشن می شود.

علاوه بر همه این ویژگیها، اتصال قرآن به معدن عظمت الهی، عظمت و رفعتی فراتر از اندیشه های عادی به آن بخشیده، و این کتاب را دارای برکات و آثار خاصی در جسم و روح انسان ـ بلکه در تمام جهان هستی ـ قرار داده است.

از آنجا که شناخت و استفاده از این کتاب الهی به فراخور استعداد انسانها متفاوت است، درک عظمت قرآن نیز متناسب با این درک متفاوت خواهد بود.

شناخت حقیقت قرآن کریم و احاطه کامل بر همه ابعاد آن جز برای کسانی که قلب مطهر آنها وعاء تجلی نور قرآن بوده، میسر نیست. از این رو، برای شناخت ابعاد گوناگون عظمت وفضیلت قرآن، ناگزیر باید به حاملان علوم الهی و آگاهان به اسرار این کتاب عظیم که همانا پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ و اهل بیت ـ علیهم السلام ـ هستند، مراجعه کرد و در سایه آموزه های آنها به فهم تعالیم قرآن نایل آمد و عظمت آن را درک کرد.

 به عبارت دیگر، رابطه مستحکم بین قرآن کریم و اهل بیت ـ علیهم السلام ـ به گونه ای است که شناخت یکی از آنها، تنها با شناخت آن دیگری، و استعانت از آن میسر است؛ چون از یکسو قرآن کریم عهده دار ارائه تصویری کامل از چهره نورانی حجت های الهی در روی زمین و بیان رسالت آسمانی آنها است و از سوی دیگر، حجت های الهی مسئولیت حفظ، حراست، نشر معارف و تبیین حقایق باطنی قرآن راـ برای مردم ـ به عهده دارند.

پیامبر اعظم ـ صلی الله علیه و آله ـ و اهل بیت ـ علیهم السلام ـ از یک سو با آشنا کردن مردم با معارف قرآن سعی کردند که زمینه درک عظمت قرآن را در خود مردم فراهم آورند و از سوی دیگر، به عنوان گواهان راستگو، فضیلت و عظمت قرآن را بازگو کردند تا مردم را جهت استفاه بیشتر از قرآن ترغیب کنند. در حقیقت، بازگویی عظمت و فضیلت قرآن کریم توسط اهل بیت ـ علیهم السلام ـ مقدمه ای است برای ایجاد زمینه فکری و روحی در مردم در جهت توجه شایسته به قرآن کریم و استفاده از معارف حیات بخش آن.

 در این نوشتار بر آن هستیم که بخش هایی از سخنان پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام را راجع به عظمت قرآن نقل و بررسی کنیم.

قرآن کریم، خورشید هدایت

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله درباره جایگاه و نقش قرآن کریم در زندگی انسان فرموده اند:

  • ابراهیم سامانی
۲۰
خرداد

عظمت قرآن

انسان و سایرمخلوقات در برابر عظمت قرآن- شیوه های هدایت قرآن

(لـو انزلنـا هذاالقـرآن علـى جبل لـرایته خـاشعا متصـدعا مـن خشیه الله و تلک الامثـال نضـربها للنـاس لعلهم یتفکرون.) «اگر ایـن قرآن را بر کوهى فرو مى فرستادیم, یقینا آن(کوه) را از بیـم خدا فروتـن(و) از هـم پاشیده مى دیدى. و ایـن مثل ها را براى مردم مـى زنیـم باشـد که آنان بیندیشنـد.» «تصـدع» همان «تفرق» است و ایـن که کسى را که سردرد دارد «صداع» مى گویند براى آن است که انسان احساس مـى کند ایـن اعصاب دارد از هـم جدا مى شـود, احساس تصدع مى کند یعنى تفرق اعصاب سر مى کند. هـم چنیـن وقتـى که مطلب سنگیـن باشد و انسان در آن مطلب غور کند سرش درد مى گیرد لذا خداوند فرمود: کوه سردردى گرفت و ایـن سردرد و صداع او مایه تصدع او مى شد و ایـن تصدع او جوارح او را خاشع مى کرد و قهرا ریز ریز مى شد, کوه که ریز ریز مى شـود کره زمیـن هـم متلاشى خـواهد شد, چـون کره زمیـن به کـوه زنده است. خـداوند سبحان در آیات فراوانـى کـوه ها را به منزله لنگر کره زمیـن مـى داند. کره زمیـن که در حال حرکت است لنگرى مى خـواهد که آن را حفظ کند. در آیات فراوانـى از «جبال» به عنـوان «رواسـى» یاد شـده است, رواسـى یعنـى همـان لنگـرهـا «بسـم الله مجـراهـا و مـرسیها» «مرسـى» در برابر «جرى» همان لنگر انداختـن و لنگرگاه است. هیچ جا نیامده که ما جبال را رواسى قرار دادیـم بلکه فرمـود ما براى شما رواسـى قرار دادیـم, اما در سـوره نازعات مشخص کرد که «رواسـى» چیست؟ در آیه 32 سـوره نازعات فرمـود که: «والجبال ارسیها» جبـال را رواسـى زمیـن قــــــرار داد. در خطبه معروف نهج البلاغه که حضـرت امیـر ـ سلام الله علیه ـ فـرمـود:«و وتـــد بـالصخـور میـدان ارضه» هـم نـاظر به همیـن است. میـدان یعنـى اضطراب, «ماد ـ یمید» یعنـى «اضطرب ـ یضطـرب» میـدان یعنـى اضطراب, اضطراب این کره زمیـن به وسیله کـوه ها بـرطرف شـد, لذا این کـوه ها به منزله وتـد (میخ) آرام کننـده اضطراب زمیـن است. خوب قهرا اگر کوه متلاشى بشود یعنى لنگر از بین برود ایـن سفینه هـم غرق خواهد شد, اگر کوه نتـواند قرآن را تحمل کند کره زمیـن هـم یقینـا قـرآن را تحمل نخـواهـد کرد.

  • ابراهیم سامانی
۱۲
خرداد

پرسش و پاسخ :

1-علم تجوید چیست؟ و ازکجا آمده؟

 مقدمه : بیان شد که در روایت ، ترتیل تعریف شده به اداء حروف و حفظ وقوف.

عبارت ( اداء الحروف ) در حدیث امام علی (علیه السلام) در تعریف ترتیل قرآن بمعنای رعایت قواعد تجوید در قرائت قرآن است . زیرا بدیهی است که اداء کامل حروف  در کلام عرب  منحصر در رعایت کامل مخارج ، احکام و صفات حروف است که سه موضوع اصلی تشکیل دهنده علم تجوید است .

علم قرائت، دارای چهار رکن اساسی است:

1. تجوید 2. وقف و ابتداء 3. صوت 4. لحن.

که همگی ریشه کاملا روایی دارند .

در بین این چهار اصل، تجوید مهم‌ترین و اساسی‌ترین رکن قرائت قرآن می‌باشد.«تجوید» از نظر لغوی از ماده (ج و د ) ومصدر باب«تفعیل»، مترادف کلمة«تحسین» و به معنای نیکو گردانیدن است. و در اصطلاح علم قرائت عبارت است از: «مجموعه قواعدی که رعایت آنها موجب ادای حرف به شکل صحیح می‌شود.» علم تجوید به‌طور کلی به سه بخش اصلی با عناوین«مخارج حروف» ،«صفات حروف» و«احکام حروف» تقسیم می گردد.

علم تجوید، علمی است که باعث صیانت حروف و کلمات از دست‌خوردگی و بیان نادرست آنان می‌گردد، که اگر آن را تنها در رابطه با قرآن که شیواترین، فصیح‌ترین و کامل‌ترین سخنان و مطالب است در نظر بگیریم، می توان گفت، رعایت قواعد تجویدی، یگانه راهی است که انسان را به قرائت صحیح و مطلوب و قرائتی شبیه به قرائت هنگام نزول آن و شکل اوّلیّه و اصلی خواندن آن نزدیک می گرداند.

بنا بر این عبارت اداء الحروف سرمنشاء علم تجوید و عبارت  حفظ الوقوف  سر منشاء علم وقف و ابتدا گردید که هر دو از ارکان اصلی علم قرائت هستند.

با این وصف می توان به راحتی فهمید که منشاء اصلی تدوین علم تجوید نیز فرمایش مولا امیرالمومنین (علیه السلام )  است وحتی با این سخن رعایت تجوید بخش مهمی از تحقق معنای واقعی « ورتل القرآن ترتیلا » است .

  • ابراهیم سامانی