نشریه قرآنی سراج منیر

نشریه قرآنی سراج منیر گامی است ناچیز در مسیر نورانی و بی انتهای قرآن کریم و اهل بیت علیهم السلام

نشریه قرآنی سراج منیر

نشریه قرآنی سراج منیر گامی است ناچیز در مسیر نورانی و بی انتهای قرآن کریم و اهل بیت علیهم السلام

نشریه قرآنی سراج منیر
باسمه تعالی
سعی حقیر در این وبلاگ این است که در حد توان آشنایی بیشتری نسبت به ارزشمندترین یادگاران پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم) یعنی قرآن کریم و اهل بیت (علیهم السلام) پیدا کنیم و در مسیر بندگی و تقرب به خدای متعال به دامان آن دو ثقل الاهی تمسک جوییم که راهیابی به حقیقت بندگی جز از طریق آن دو ، میسر نمی گردد.(واحد قرآن و عترت علیهم السلام مدرسه حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف)
نویسندگان
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲ خرداد ۹۹، ۰۵:۱۹ - محمد وحدانی
    احسنت
سه شنبه, ۹ تیر ۱۳۹۴، ۰۶:۱۷ ق.ظ

ذکر در قرآن 9

الزخرف : 36   وَ مَنْ یَعْشُ عَنْ ذِکْرِ الرَّحْمنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرینٌ
 و هر کس از یاد خداى رحمان (در اثر اشتغال به غیر خدا) چشم بپوشد (و کوردل شود) براى او شیطانى مى‏ گماریم، که همواره (براى وسوسه و گمراهى) یار و همراه او باشد.


تفسیر نمونه


آرى غفلت از ذکر خدا و غرق شدن در لذات دنیا، و دلباختگى به زرق و برق آن، موجب مى‏شود که شیطانى بر انسان مسلط گردد و همواره قرین او باشد، و رشته‏اى در گردنش افکنده،" مى‏برد هر جا که خاطرخواه او است"! بدیهى است جاى این ندارد که کسى تصور جبر از این آیه کند، چرا که این نتیجه اعمالى است که خود آنها انجام داده‏اند، بارها گفته‏ایم اعمال انسان، مخصوصا غرق شدن در لذات دنیا و آلوده شدن به انواع گناهان، نخستین‏ تاثیرش این است که پرده بر قلب و چشم و گوش انسان مى‏افتد، او را از خدا بیگانه مى‏کند، و شیاطین را بر او مسلط مى‏سازد، و تا آنجا ادامه مى‏یابد که گاهى راه بازگشت به روى او بسته مى‏شود، چرا که شیاطین و افکار شیطانى از هر سو او را احاطه مى‏کنند، و این نتیجه عمل خود انسان است هر چند نسبت آن به خداوند نیز به عنوان" سبب الاسباب" بودن صحیح مى‏باشد، این همان چیزى است که در آیات دیگر قرآن به عنوان" تزیین شیطان" (فَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطانُ أَعْمالَهُمْ) (نحل- 63) یا ولایت شیطان" (فَهُوَ وَلِیُّهُمُ الْیَوْمَ) (نحل- 63) تعبیر شده است.
قابل توجه اینکه جمله" نقیض" با توجه به مفهوم لغوى آن هم دلالت بر استیلاء شیاطین دارد، و هم قرین بودن آنها، در عین حال جمله" هو له قرین" بعد از آن آمده تا این معنى را تاکید کند که شیاطین از اینگونه افراد هرگز جدا نمى‏شوند! تعبیر به" رحمان" اشاره لطیفى است به اینکه آنها چگونه از خدایى که رحمت عامش همگان را فراگرفته روى‏گردان مى‏شوند، و از یاد او غافل مى‏گردند؟.
آیا چنین کسانى جز این سرنوشتى مى‏توانند داشته باشند که همنشین شیاطین، و محکوم فرمان آنها گردند.
بعضى از مفسران احتمال داده‏اند که" شیاطین" در اینجا معنى وسیعى دارد که حتى شیاطین انس را شامل مى‏شود، و آن را اشاره به" رؤسا و سردمداران ضلالت" دانسته‏اند که مستولى و مسلط بر غافلان از یاد خدا مى‏شوند و با آنها قرین هستند.
سپس به دو امر مهم که شیاطین در باره این غافلان انجام مى‏دهند اشاره کرده مى‏فرماید:" آنها این گروه را از راه خدا بازمى‏دارند" (وَ إِنَّهُمْ لَیَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِیلِ) .
هر وقت اراده بازگشت کنند سنگى بر سر راه آنها مى‏افکنند و مانعى ایجاد مى‏کنند تا هرگز به صراط مستقیم بازنگردند.
و آن چنان طریق گمراهى را در نظر آنها زینت مى‏دهند که:" گمان مى‏کنند هدایت یافتگان حقیقى آنها هستند"! (وَ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ).
همانگونه که در آیه 38 سوره عنکبوت در باره" عاد" و" ثمود" مى‏خوانیم:
وَ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطانُ أَعْمالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِیلِ وَ کانُوا مُسْتَبْصِرِینَ:
" شیطان اعمالشان را در نظرشان زینت داد و آنها را از راه بازداشت در حالى که قبلا راه را پیدا کرده بودند".
خلاصه این وضع هم چنان ادامه پیدا مى‏کند انسان غافل و بیخبر در گمراهى خویش، و شیاطین در اضلال او تا هنگامى که پرده‏ها کنار مى‏رود، و چشم حقیقت بین او باز مى‏شود،" زمانى که نزد ما حاضر مى‏شود مى‏بیند دوست و قرینش هم چنان با او است، همان کسى که عامل همه بدبختیهاى او بوده! فریاد مى‏زند و مى‏گوید:
اى کاش میان من و تو فاصله مشرق و مغرب بود! چه بد قرین و همنشینى هستى تو"! (حَتَّى إِذا جاءَنا قالَ یا لَیْتَ بَیْنِی وَ بَیْنَکَ بُعْدَ الْمَشْرِقَیْنِ فَبِئْسَ الْقَرِینُ).
همه عذابها یک طرف، و همنشینى با این قرین سوء یک طرف، همنشینى با شیطانى که هر وقت به قیافه نفرت‏انگیز او مى‏نگرد تمام خاطره‏هاى گمراهى و بدبختیش در نظرش مجسم مى‏گردد، کسى که زشتیها را در نظرش زیبا جلوه مى‏داد، و بیراهه را شاهراه، و گمراهى را هدایت، اى واى که او براى همیشه‏ قرین و هم بند او است!.
آرى صحنه قیامت تجسمى است گسترده از صحنه‏هاى این جهان و قرین و دوست و رهبر اینجا با آنجا یکى است، حتى به گفته بعضى از مفسران هر دو را با یک زنجیر مى‏بندند!.


ترجمه المیزان


در باره کسى گفته مى‏شود" عشا"،" یعشوا"،" عشوا" و" عشوا"- از باب نصر ینصر- که خود را به کورى و یا شبکورى زده باشد، بدون اینکه در چشمانش آفتى باشد. و کلمه" نقیض" از مصدر" تقییض" است که هم به معناى تقدیر است، و هم چیزى را نزد چیزى بردن. مى‏گوییم" قیضه له" یعنى فلانى را نزد فلان کس آورد.
بعد از آنکه گفتار به ذکر متقین منتهى شد که آخرت نزد خدا خاص ایشان است، این موقعیت پیش آمد که چیزى از سر انجام معرضین از حق که خود را از یاد رحمان به کورى مى‏زنند بگوید، و به مال امر آنان اشاره نماید، و بفرماید اینکه خود را از یاد خدا به کورى‏ مى‏زنند، باعث مى‏شود که قرین‏هایى از شیطان ملازمشان گردند که هیچگاه از ایشان جدا نشوند، تا در آخر با خود وارد عذاب آخرتشان کنند.
پس معناى آیه چنین مى‏شود: کسى که از یاد خداى رحمان خود را به کورى بزند، و به این مساله به نظر شبکورها بنگرد، ما شیطانى برایش مى‏آوریم. و در جاى دیگر تعبیر به ارسال کرده مى‏فرماید:" أَ لَمْ تَرَ أَنَّا أَرْسَلْنَا الشَّیاطِینَ عَلَى الْکافِرِینَ تَؤُزُّهُمْ أَزًّا" «1» و در آیه مورد بحث کلمه" ذکر" را به کلمه" رحمان" اضافه نموده تا اشاره باشد به اینکه یاد خدا خود رحمتى است از خدا.
و معناى قرین در جمله" فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ" مصاحبى است که هرگز از شخص شبکور جدا نمى‏شود

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۴/۰۹
ابراهیم سامانی

نظرات (۱)

کاری نیست که نتوان با اراده از پیش برد. همه ی دشواریهایی که برای من پیدا شده به یاری اراده و اقدام، از بین برده ام.((گوته))
پاسخ:

سلام
آفرین اراده و اقدامِ درست و بموقع مورد تاکید خدای متعال هم هست اما در انجام کارها همانطور که خدا فرموده چیزهای دیگری هم نیاز است.

آل‏ عمران : 159   فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلینَ

پس به [برکتِ‏] رحمت الهى، با آنان نرمخو [و پُر مِهر] شدى، و اگر تندخو و سختدل بودى قطعاً از پیرامون تو پراکنده مى‏شدند. پس، از آنان درگذر و برایشان آمرزش بخواه، و در کار [ها] با آنان مشورت کن، و چون تصمیم گرفتى بر خدا توکل کن، زیرا خداوند توکل کنندگان را دوست مى‏دارد

فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ همان اندازه که بهنگام مشورت باید، نرمش و انعطاف بخرج داد، در موقع اتخاذ تصمیم نهایى باید قاطع بود، بنا بر این پس از برگزارى مشاوره و روشن شدن نتیجه مشورت، باید هر گونه تردید و دودلى و آراء پراکنده را کنار زد و با قاطعیت تصمیم گرفت و این همان چیزى است که در آیه فوق از آن تعبیر به عزم شده است و آن تصمیم قاطع است.

بهنگام تصمیم نهایى باید توکل بر خدا داشته باشید یعنى در عین فراهم نمودن اسباب و وسائل عادى و مورد نیاز، استمداد از قدرت بى پایان پروردگار فراموش نشود.

البته معناى توکل این نیست که انسان از وسائل و اسباب موفقیت که خداوند در جهان ماده در اختیار او گذاشته چشم پوشی کند چنان که در حدیثى از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده است که هنگامى که یک نفر عرب، پاى شتر خود را نبسته بود و آن را بدون محافظ رها ساخته بود و این کار را نشانه توکل بر خدا مى‏دانست به او فرمود:

اِعقلها و تَوَکَّل‏

یعنى پایش را ببند و سپس توکل کن.(انجام درستو دقیق کار همراه با یاد خدا)

بلکه منظور این است که انسان در چهار دیوار عالم ماده، و محدوده قدرت و توانایى خود محاصره نگردد و چشم خود را به حمایت و لطف پروردگار بدوزد، این توجه مخصوص، آرامش و اطمینان و نیروى فوق العاده روحى و معنوى به انسان مى‏بخشد که در مواجهه با مشکلات اثر عظیمى خواهد داشت .

نتیجه توکل‏

آل ‏عمران : 160   إِنْ یَنْصُرْکُمُ اللَّهُ فَلا غالِبَ لَکُمْ وَ إِنْ یَخْذُلْکُمْ فَمَنْ ذَا الَّذی یَنْصُرُکُمْ مِنْ بَعْدِهِ وَ عَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ

اگر خدا شما را یارى کند، هیچ کس بر شما غالب نخواهد شد و اگر دست از یارى شما بردارد، چه کسى بعد از او شما را یارى خواهد کرد؟ و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند.

این آیه افراد با ایمان را ترغیب مى‏کند، که علاوه بر تهیه همه گونه وسائل ظاهرى و عزم و اراده در انجام امور باز بقدرت شکست‏ ناپذیر خدا تکیه کنند.

در واقع در انجام کار منافاتی بین اراده و توکل و یاد خدا نیست ،هم عزم و اراده نیاز است هم یاد و توکل به خدا و این رَویه مربوط به کسی است که به همه کارهای دنیا نگاه توحیدی و خدا محور دارد نه کسی که اعتقادی ندارد ،برای همین هم خدا فرموده اشخاص با ایمان باید خدا را وکیل و پشتیبان و عامل اصلی موفقیت خود قرار دهند نه اسباب و علل مادی را که خود از مخلوقات خدا هستند. وَ عَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ

نتیجه :

بحث در نوع نگاه و ایدئولوژی توحیدی و خدا محوربودن است نه در نحوه انجام عمل که همه می دانیم باید در انجام کارها با اراده قوی و فراهم کردن وسایل مورد نیاز کارها را انجام دهیم.

ممنون از نظر خوبتان - التماس دعا

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی